زهرا اسلامى فرد
45
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
الكبير منصورى قاهره و نورى بغداد اشاره كرد . « 1 » در مورد مراكز مهم آموزشى اسلامى ، توجه به دو مركز علمى ديگر حايز اهميت است : يكى رَبع رشيدى كه محل آمدوشد علما و دانشمندان بسيارى بود كه به كار علمى مشغول بودند و ديگرى شَنب غازانى كه در دوره ايلخانان تأسيس گرديد و در آن دانستههاى علمى فراوانى ردوبدل مىشد . « 2 » 4 . نهضت ترجمه و نقل علوم عرب در صدر اسلام به هيچيك از علوم مگر به زبان خود و معرفت احكام اسلام و فن طب كه بر اثر حاجت عموم نزد برخى از افراد آن قوم موجود بود به چيز ديگر توجه نداشت و اين عدم توجه از باب حفظ قواعد اسلام و دور داشتن عقايد مسلمين پيش از رسوخ و استوارى بنياد ايمان ، از خللى بود كه نتيجه علوم اوائل « 3 » است . اما پس از ايرانيان و ديگر ملل مسلمان امت بزرگ اسلامى را تشكيل دادند با توجه به سفارشهاى اسلام به علوم ديگر توجه كردند . ابوجعفر منصوربن محمد ( 158 - 136 ق ) نخستين خليفه عباسى است كه به علوم روى آورد . او به طب و نجوم اقبال بسيارى داشت . در زمان وى ، منجمان بزرگى در ايران مىزيستند كه يكى از مشاهير آنها ، نوبخت بود . او به همراه پسرش در خدمت منصور و خلفاى عباسى بودند و كتابهايى را در باب هيئت و نجوم و احكام آن ، از پهلوى به عربى ترجمه نمودند . همچنين منصور ، ابراهيم فزارى و پسرش محمد - كه هر دو از منجمان ايرانى بودند - و نيز علىبن عيسى اسطرلابى را بهخدمت گمارد . پس از آنكه علىبن عيسى در احكام نجوم و حركات كواكب شهرت يافت ، منجمانى از ايران ، روم و هند به دربار او روى نهادند . « 4 » بدينترتيب ، نهضت و حركتى علمى در عهد منصور آغاز گرديد . در همين ايام ، عبداللهبن مقفع - يكى از بزرگترين مترجمان اسلامى - بىآنكه از منصور فرمان يافته باشد ، به ترجمه
--> ( 1 ) . همان ، ص 77 . ( 2 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 33 . ( 3 ) . به علوم پيش از اسلام بنا بر سنت ، علوم اوائل گفته مىشد . ( سيد حسين نصر ، علم و تمدن در اسلام ، ص 57 . ) ( 4 ) . همان ، ص 39 و 40 .